رمان من بازیو بردم

خرید بک لینک
چشام که بسته شده بود و باز کردم و به پشت سرم نیگاه کردم وای این کوره به خدا.با عصبانیت از ماشین پیاده شدم و بدون نگاه کردن دهنمو باز کردم_ای بابا من نمی فهمم چه الاغی یه تو گواهی نامه داده بزار مهر گواهینامه خشک شه بعد بیا تو شهر این چه طرز رانندگیه؟_ببخشید حاظرم خسارت بدم_خسارتتون بخوره تو سرتون من به خسارت شما احتیاج ندارم_در هر صورت حاضرم خسارتشو کامل بدم.بدون حرف سوار ماشین شدم.بدجوری هوس قلیون کشیدن کرده بودم .پیش به سوی چایخونه_دوسیب نعنا نگام بین اونایی که اومده بودن چرخید بین اونایی که اومده بودن.یه اکیپ شش تایی پسر بودن که شوخی های بامزه میکردن و هرهر راه انداخته بودند.یه دختر و پس رمان من بازیو بردم...

ما را در سایت رمان من بازیو بردم دنبال می‌کنید

برچسب: فصل,دوم, نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:10

صفحه بندی